تبليغاتX
طابسین - طا ب سین - ط ب س - طبس
از نا کجا آباد تا نا کجا آباد با شما هستیم

 

ای خدا لطفی بکن تا غرق آسایش شوم

تا به درگاه تو من سر تا به پا خواهش شوم

لیک دادی خوب من سر تا به پا آرامشم

نیست حتی اعتناء از بهر این افزایشم

ای خدا لطفی بکن تا ترک این کاهش کنم

تا که در روز جزا احساس آرامش کنم

ای سخا دادی همه مهلت به ترک کاهشم

با دیگر امتناء بر دفع این پیدایشم

نوشته شده توسط محمد امامی در ساعت 8:6 | لینک  | 

 

در این ظلمتکده نوری است تابان

برای خسته ای چون من پریشان

دما دم هر نفس دنبال اویم

رساند این تن زخمی به پایان

همی خواهم رسانم جرعه نوری

بدستم آمد از رنج و صبوری

که تابان تر شود این نور تابان

شود خورشید و ماه من به دوران

خیال باطل من این چنین است

و لیکن احتیاجش نیست بر آن

تو از دنبال رو بر نور اویی

بنوش این جرعه را از بهر درمان

نوشته شده توسط محمد امامی در ساعت 8:3 | لینک  | 

 

ای زمانه تو مگر عاشق زجر ذره ای

بگرفتی همه را به کس وفا نکرده ای

بگرفت آن همه یار و یاورم

تاج سر آن مادرم تکیه گاهم پدرم

ای خدا تنهای تنها بنده ای

تو چرا از من بد رو  کنده ای

گر برانی من به که روی آورم

زندگی با عشق تو هست باورم

نوشته شده توسط محمد امامی در ساعت 10:9 | لینک  | 

 

ای کویر از جور تو روحم دگر قصه ز مرگ می گوید

تو چه دانی؟ تو بدان

تو بدان ز تن مرده من سبزه بروید

که همه ظلم تو را بار دگر با تو بگوید

و بگوید و بگوید آنقدر تا

شنود ابر گران

پر کند پیکر تو از باران

که همه زخم دل و پای مرا از رخ تو پاک کند

سبزه از سبزه بروید

آنقدر سبزه بروید که گلک لانه بجوید

تو شوی گل باران

گر که روزی گذرد از تن تو یک نالان

آن تن گل باران

و ببوید یک لاله  

لاله گوید همه عمرش را

حس کند او امید

راه خود ساده بپوید

نوشته شده توسط محمد امامی در ساعت 10:5 | لینک  | 

 

پدر به کنارم آ

مادر بیا در آغوشم

که جان خود ز عدو بر شما پوشم

نوشته شده توسط محمد امامی در ساعت 7:50 | لینک  |